درباره

دسته بندي ها

جستجو

لينک هاي روزانه

امکانات


آمار

آنلاین : 1
بازدید امروز : 2
بازدید دیروز : 18
بازدید هفته گذشته : 70
بازدید ماه گذشته : 236
بازدید سال گذشته : 5560
کل بازدید : 12074

لينک دوستان

تو بودی ومن باز صدای سکوت خونمون بودم من مرز بودم بین دلتنگی وکشتن چه روزی بود؟ نمی دونم صدای در آوردن مسکن از توی بسته هوا سرد بود؟ نمی دونم

لبم خون می اومد ومدام پوستش رو می کندم من به غصه که نه به تحلیل دلتنگی نشسته بودم

با لب هایی که از گفتن خسته واز نگفتن خسته تر بود.

کسی فعلی رو صرف می کرد دیدن ساعت چند بود؟ نمی دونم

داریوش آروم وخسته میخوند :خوشا دیدار ما درخواب.درد سرم رو می چرخوند وزندگی ب اندازه یه نگاه ده ثانیه ای از پشت پنجره به کسی کوتاه شده بود

کجا بودیم؟ آخ آره تماشا دیدن

آره که تمام روزها کلمه جدا می کردم جوری سرهمشون میکردم که تو خوشت بیاد

اما من صدای سکوت خونه بودم وکسی نبود

تنها شعار بودن ودیدن بود وهست

وهمه ی دیدن ها ابزاری ست نه ابرازی.که دل نباید داد که می کشد که دل نباید داد که...

برچسب‌ها:
نوشته شده در سه شنبه 21 آبان 1398 ساعت توسط : مریم آذرشب | دسته : | 1 بازدید
  • []

  • امروز در جواب کسی که پرسید:محال ترین رویای تو چیه؟

    تنها وتنها نوشتم:آرامش

    وحالا میشود به اندازه ی وسعت این کلمه  گریه کرد.

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 14 آبان 1398 ساعت توسط : مریم آذرشب | دسته : | 2 بازدید
  • []

  • اما عزیزم وسط همه ی حرف های خالی روزمره بین تمام سلام وخوبی ها باید بفهمی که واقعیت زندگی همان خط ممتد همیشگی ست ودر این میان یاد خانه زنده نگه مان می دارد.خانه برگه برنده ما است.

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در پنجشنبه 18 مهر 1398 ساعت توسط : مریم آذرشب | دسته : | 6 بازدید
  • []

  • نشسته ام روی جدول های خیس ورنگ پریده وبه رفت وآمد آدمها نگاه میکنم هیچ نگاه آشنایی نیست ومن هم دنبال آشنا نمیگردم  حالامدت ها غمگین بودن رابطه ی عجیبی در زندگی ام به وجود آورده است.حالا دیگر ارتباط عمیقی میان رنج کشیدن و لذت بردن در من هست. چرا که رنجی نبود واگر هست متعلق به احساسات ومفاهیمی است که شاید در زندگی بسیاری از آدمها اتفاق نمی افتد یا فقط یک بار است وتکراری ندارد.با اینکه تمام وجودم غمگین است اما از اینکه گریه را پشت عینکم پنهان کنم لذت میبرم چرا که من صبورم و چیزهای خوب مال آدمهای صبور است

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در شنبه 13 مهر 1398 ساعت توسط : مریم آذرشب | دسته : | 5 بازدید
  • []

  • مرا نه از سنگ

    نه از خاک نه ازگل

    مرا  ازدلتنگی،مرا  از دل سنگی،مرا بی رحم بی رحم آفریدند.

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در پنجشنبه 11 مهر 1398 ساعت توسط : مریم آذرشب | دسته : | 6 بازدید
  • []

  • سرم پر است از مکالمه های شکل نگرفته وکلمات گفته نشده،اما دیگر خسته ام.خسته ام.خسته ام.خسته....

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 2 مهر 1398 ساعت توسط : مریم آذرشب | دسته : حالت چطور است؟ | 8 بازدید
  • []

  • دلم میخواهد خودم هم خودم را ترک کنم

    باچشمانی که تار می بیند گریه را روی سنگ فرش های پیاده رو می کشم وفکر میکنم کدام کوچه،کدام خیابان،کدام شهر،مرا از دست خودم نجات خواهد داد

    وکسی چه می داند انتهای هر خیابان آدم خودش جلوی خودش سبز بشود یعنی چه؟

    فروغ  در یک شعری که اسمش در خاطرم نیست می گوید:جام،بستر،یاتنهایی،یاخواب

    ومن فکر میکنم به تنهایی ها،به خواب مشترک،به فرار به دور شدن،به رفتن،رفتن

    اما پاهایم مدام جا می ماند.میان حرفی.لبخدی.خاطره ای.ودلم برای هرچه هست ونیست تنگ می شود

    دلم تنگ می شود.دلم تنگ شده است.دلم تنگ خواهد شد.اما قصد رفتن دارم.

    رفتن،طوری که از پاهایم سابیده بشوم.تمام بشوم

    جایی که هیچ خیابانی تنهایی را با تنهایی پیوند نمی دهد

    اما کاش رفتن چاره باش.کاش رفتن چاره باشد...

     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در چهارشنبه 6 شهريور 1398 ساعت توسط : مریم آذرشب | دسته : | 8 بازدید
  • []

  • دلتنگ تو شدن چیزی شبیه به گز کردن یک خیابان ناتمام در سوز هوای بهمن ماه است

    دلتنگی اول چشمهایم را می گیرد.بعد دستهایم بعد پوست واستخوان ورگهایم را.

    یک طوری که دیگر مبتلا میشوم

    مبتلا شده ام .نمیدانم. تمامی مفاهیم زندگی را از دست داده ام .معلق مانده ام میان گذشته وحال وزندگی تنها وتنها یک کلمه ی لذت بخش شده است

    دلتنگم واینجا همه چیز مرا به تو باز می گرداند همه چیز مرا به تو باز می گرداند ومن تنها  این رامیدانم که

    دوری از تو گریختن از زندگی ست. دوری از تو پایان همه ی کلمه هاست.

     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 22 مرداد 1398 ساعت توسط : مریم آذرشب | دسته : | 16 بازدید
  • []

  • صدای تو امشب چاقو و زخم ومرهم است.

     

    این جمله محمود درویش را بارها وبارها میخوانم.صدای تو؟.

    کاش صدایت نوار کاست دو لبه ای بود که از تمام شدنش نمی ترسیدم.

    میدانم. می دانم که اگر ترسیدم صدایت گریزگاه است.اگر غمگینم صدایت تسلی گاه است.اگر فرار کردم صدایت پناهگاه است اگر زخمی ام صدایت مرهم است...

    اما..

    صدای تو خانه ی من است ومن چه دور افتاده ام از خانه.

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در يکشنبه 13 مرداد 1398 ساعت توسط : مریم آذرشب | دسته : | 24 بازدید
  • []

  • در آن آینه ی مربع دور طلایی که رد قطره های آب رویش جامانده بود به خودم نگاه میکردم وسعی میکردم از این خودم نبودن ها گریه ام نگیرد لب هایم را به طرز مزخرفی کش می دادم تا شاید خودم را به یک لبخند مهمان کرده باشم که بیشتر شبیه به دهن کجی شد تا لبخند

    حرصم گرفت از این تصویر در آینه ومسواک را طوری روی دندان هایم کشیدم تا شاید این حال عجیب از لب ودندان هایم برود.محکم،محکم،محکم تر

    صداهای در سرم با صدای بارانی که به پنجره ضربه میزد قاطی شده بود ومن مسواک را تند تر می کشیدم وفکر می کردم اگر با همین لب هایی که حال عجیبی دارند زیر آن باران پشت پنجره ببوسمت طعم خاک باران خورده می دهی یا خمیر دندان؟

    ویک طوری وسط این حال خراب یاد این موضوع افتاده بودم که گویی رسالت من وسط این روزمرگی های مزخرف بوسیدنت زیر یک باران است. محکم،محکم،محکم تر

    آن قدر که شوری خون را در دهانم حس کردم و دست کشیدم. زل زدم به این آدم در آینه وپرسیدم:

    تو هم وقتی از درد نای سرپا ایستادن نداری به چیزی مثل بوسه زیر بارون فکر میکنی؟

    حرف می زد نمی شنیدم لبهایش تکان می خورد ونمیفهمیدم چه می گوید.گویی خیلی از من دور بود.سرم را به آینه نزدیک کردم تا شاید بشنوم.اما نه،فایده نداشت.

    صدای باران همچنان می آمد ومن وسط شناختن آدم روی آینه فکر می کردم ما هیچ وقت زیر هیچ بارانی باهم ندویدیم

    وبعد از این آدم زبان نفهم در آینه پرسیدم:تو تا حالا باکسی زیر بارون دویدی؟

    لب زد.نفهمیدم.حرف زد نشنیدم.نه،انگار فایده نداشت

    یک مشت آب پاشیدم  روی آینه و داد زدم تو خود منی ؟یا من خود تو؟

    وبعد به یاد آوردم آدمها همیشه هنگامی که تصویر جلد خود را در آینه می بینند غریبی میکنند.

     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد 1398 ساعت توسط : مریم آذرشب | دسته : | 15 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 2 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    نماینده میکروتیک | منزل مبله شیراز | تشریفات عروسی | خرید سرور مجازی | طراحی بنر | تور چابهار | آموزش تعمیرات | کتراک | اجاره آپارتمان مبله در تهران | قطعات پکیج ایران رادیاتور | اجاره سوئیت در شیراز | تخفیف300ماده نانو | فرش کاشان | آموزش زبان انگلیسی | دکتر نوروزیان | پاپ آپ نمایشگاهی | دانلود رایگان فیلم | محمد صفرزاده | آموزش تعمیرات برد | چاپ کارت شناسایی | خرید لباس هندی | محمد دبیری
    X
    تبليغات